شنبه اول اسفندماه۸۸ دومین جلسه ازسلسله نشست های ولایت فقیه برگزارشد.
درابتدای جلسه استاد به خصوصیات عده ای منفعت طلب اشاره کردند. این افراد قانون را تاجایی قبول دارند که با منافعشان سازگارباشد و درغیر اینصورت پارا از چارچوب ها و قوانین جامعه فرا تر می گذارند.

وجود ولایت مانند پلیس راهنمایی رانندگی است که موظف است افرادی را که دادن جریمه و دیه برایشان راحت است، و به این دلیل قانون برایشان ارزشی ندارد، را کنترل ومتوقف کند تا تقید به مقررات را یادبگیرند.
دین اسلام به دلیل اینکه حاکمیت خداوند را بر مردم ترجیح می دهد،حاکم آن هم باید شخصی الهی ونزدیک ترین فرد به امام معصوم باشد که بنا به حدیثی که ازامام حسن عسکری(ع): «از میان فقها کسی که برنفس خودغالب است، حافظ دین خداست، مخالف هوای نفس خود وفقط تابع امرخداست، برمردم واجب است که ازاو اطاعت کنند.» که این فرد از بین فقهای اسلام شناس وآگاه به زمان کشف می شود. باید دقت کرد که این یک انتخاب نیست، کشف است. خداوند آدرس این فرد را به فقیهان ومجتهدان نشان داده وآنها درمقام کشف این فرد را شناسایی می کنند.
یکی دیگر از مسائل، مشروعیت سایر قوای حکومت اسلامی است که آنها این مشروعیت را از ولی فقیه می گیرند،ازشورای نگهبان تا رئیس جمهورکه با حکم تنفیذ رهبری از عنوان منتخب مردم به رئیس جمهوری اسلامی ارتقا می یابد .
ولی فقیه به عنوان نماینده خداوند هم بر وضع قانون نظارت دارد هم بر اجرای آن. دراین منظربه این مسئله برخورد می کنیم چطورحیطه ی اختیارات ولی فقیه با پیامبروامام معصوم یکی است؟ باید دقت داشت که به غیراز واسطه ی فیض بودن پیامبر(وحی) و ولایت تکوینی پیامبر،همه ی اختیارات پیامبربه امام معصوم وبعدازآن به ولی فقیه می رسد؛چراکه اگرخداوند همان مسئولیت ها رابه ایشان داده باید اختیارات لازم را جهت تحقق حکومت اسلامی را بدهد تا حجت بر ولی فقیه تمام شود. البته باید دانست که خداوند هیچ گاه زمین را ازحجت خالی نمی کند، اولین انسان خلق شده، پیامبر بود وآخرین کسی که ازدنیا می رود، امام است ونباید فراموش کرد که دست راهنما وحامی ایشان پشت سر ولی فقیه است وباعث می شود ایشان یکسری مصلحت اندیشی هایی داشته باشد که برای ما روشن نباشد،حال آنکه آن به نفع ماست.

سؤالی ازسوی دانشجویی مطرح شد که درصورت اختلاف نظربین فقها مردم چه تکلیفی دارند؟
دراحکام فردی هرکس وظیفه دارد به فتوای مجتهد خود عمل کند، اما درمسائلی که همه ی جامعه را تحت تأثیرخود قرار می دهد، حکم ولی فقیه نافذاست؛ البته مراجع شخصا می توانند به حکم خود عمل کنند. یک مسئله ای که اینجامطرح می شود این است که تعامل مراجع با رهبری چگونه است؟ سکوت مراجع به معنای رضایت ازاحکام ولی فقیه است وتوقع صدوربیانیه درهرمسئله ای برای تأییدعمل رهبری وحمایت ازایشان بیهوده
است اما وقتی شرائطی پیش می آید که مقلدان گوششان به نظرمرجعشان است که ببینند وی چه نظری دارد،اینجاست که برمراجع است که به تعیین موضع صریح وروشن پرداخته وباتمام قوت به حمایت ازرهبری برخیزند وبه شبهات ودغدغه های مردم پایان دهند!
این سخن ازمقام معظم رهبری که بااین مضمون که مردم دراین حوادث بعدازانتخابات نمره قابل قبولی گرفتند ولی خیلی ازنخبگان مردود شدند واین مردودی سقوط آنها رابه دنبال خواهد داشت، نشان از بی بصیرتی عده ای از خواص دارد وبرای ما فصل الخطاب است. جمله ای هم از امام(رحمه الله علیه)داریم که فرمودند:مجتهدی که نتواند مسائل سیاسی روز وطرح های استعماری ِاستعمارگران و…راتشخیص بدهد،مجتهدنیست.
خبرنگار بسیج دانشجویی







نظر شما